همه حرفا گفتنی نیست
رفتی اما عشقت هرگز دیگه از یاد رفتنی نیست
کار من همیشه از تو گفتنه
دل من محکوم به شکستنه . . .

من همونم که همیشه غم و غصه ام بی شماره
اونیکه تنها ترین حتی سایه ام نداره
این منم که خوبیامو کسی هر گز نشناخته
اونکه درراه رفاقت همه ی هستی شو باخته
هررفیق راهی با من دوسه روزی هم سفربود
انتهای هر رفاقت واسه من چه زود گذر بود
هرکی با زمزمه ی عشق دوسه روزی عاشقم شد
عشق اون باعث درد همه ی دقایقم شد
اون که عاشق بود وعمری ازجداشدن می ترسید
همه ی هراس و ترسش به دروغش نمی ارزید
چه اثر از این صداقت چه ثمر از این نجابت
ما که قدر سر سوزن به وفا نکردیم عادت
